خرید بک لینک

توو دنیایی که مهربانیِ خداش هم مطلق نیست پس لطفاً قدر مطلق تعیین نکنید!

با تشکر

نوشته شده در چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶ساعت 9:40 توسط یک آدم اینجوری

برچسب: دوست,چرتکه, نویسنده: نیکی پاکدل تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 16:03

دخترک خسته بود از حرف زدن انگار در جمع عده ی زیادی غریبه گرفتاره ... که نه حرفش رو متوجه میشن و نه حتا احساساتش رو میفهمند دخترک از جنس اونا نبود، نه که اون خوب باشه و جمع غریبه ها بد ... هیچ بهتر یا بدتری وجود نداره، فقط از جنس اونا نبود و خسته شده بود از گفتن، حرف زدن و ... وای چه دنیای ترسناکی وقتی کسی رو نداشته باشی از جنس خودت . وقتی شادیهات شبیه شادیهای اونا نباشه و غمهات از جنس غمهاشو

برچسب: سیاره,اشتباه, نویسنده: نیکی پاکدل تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 10:56

چيز زيادى يادم نيست، جز اينكه ديدم كسى داوطلب نشد گفتم من ميرم!يادمه يكى دو نفر بهم اخطار دادند و من فقط نگاشون كردميادمه يه نفر داشت در مورد يه چيزى توضيح ميداد اما هيچى از حرفاش يادم نمياد ، فقط يادمه رو يكشنبه بودن زمان فرودم تأكيد داشتم!خواب و رؤيا نبود، نميدونم خاطره است يا چى؟! گاهى به اين نميدونم چى فكر ميكنم... اما چیز زیادی یادم نمیاد.___________________پازل : _ براى چى اومدم اينجا؟ ق

برچسب: سياره,اشتباه,اومدم, نویسنده: نیکی پاکدل تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 10:56

هر حرف، هر ادعا، هر قصد و نیتی بوده، برا خودش بوده . ببین نتیجه چیه و بقیه توضیحات و توجیهات رو فقط کشکیجات حساب بیار. ____________________ پازل: نیتهای خیر ، ادعاهای رفاقت و دوستی ،دعا _ هر نوعش _ ، عشقهای آتشین همه شون با هم فقط تو ردیف اراجیف و حرفهای مفت قرار دارند. نتیجه اش مهمه... فقط نتیجه. نوشته شده در شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶ساعت 2:1 توسط یک آدم اینجوری

برچسب: برخلاف,آنچه,گویند,نتیجه,است, نویسنده: نیکی پاکدل تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 6:53

چيز زيادى يادم نيست، جز اينكه ديدم كسى داوطلب نشد گفتم من ميرم! يادمه يكى دو نفر بهم اخطار دادند و من فقط نگاشون كردم يادمه يه نفر داشت در مورد يه چيزى توضيح ميداد اما هيچى از حرفاش يادم نمياد ، فقط يادمه رو يكشنبه بودن زمان فرودم تأكيد داشتم! خواب و رؤيا نبود، نميدونم خاطره است يا چى؟! گاهى به اين نميدونم چى فكر ميكنم... اما چیز زیادی یادم نمیاد. ___________________ پازل : _ براى چى اومدم اينجا؟ قرار بوده چيكار كنم ؟ اونا در مورد چى بهم اخطار دادند؟ كاش يادم بياد. _ شمایی که اینو خووندی فکر میکنی دیوانه ام؟ خب حق داری. نوشته شده در شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ساعت 15:52 توسط یک

برچسب: شاید,سياره,اشتباه,اومدم, نویسنده: نیکی پاکدل تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 5:30

زندگی چقدر سخت شده انگار تعداد گرگها روز به روز داره بیشتر میشه! انگار دیگه هیچ تضمینی نیست که این آدمی که باهاش حرف میزنی، میخندی، رفاقت میکنی فردا تبدیل به گرگ نشده باشه ! زندگی چقـ ـ ـ ــــدر داره سخت میشه وقتی متنفری از اینکه روزی خودت هم به گرگ تبدیل بشی. حواست هست که گرگ مآبانه حرف نزنی، گرگ مآبانه رفتار نکنی،گرگ مآبانه فکر نکنی و از طرف دیگه باید حواست باشه که لابلای تمام حواسم باشه هات، تبدیل به گوسفند نشی ! زندگی چقـدر سخت میشه وقتی گرگها رو ببینی و هر روز باهاشون مراوده داشته باشی اما خودت رو مجبور کنی که مثل آدم زندگی کنی ! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ

برچسب: انتخاب,سومی,باید, نویسنده: نیکی پاکدل تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 5:30

صفحه بندی